loading...

مهشید اکبری

بازدید : 60
دوشنبه 22 دی 1399 زمان : 14:51

افسردگی در مردان یک بیماری شایع روانی است که باعث تغییر در خلق و خو، احساس مداوم غم و اندوه، عدم علاقه یا لذت می شود و می تواند نحوه تفکر و عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار دهد. افسردگی می تواند در زندگی روزمره افراد تداخل ایجاد کند و بر سلامت جسمانی، روابط با افراد دیگر و کار آن ها تأثیر منفی بگذارد.

بیش تر اوقات تصور می شود که زنان بیش تر از مردان درگیر افسردگی می شوند، با این حال نباید از افسردگی مردان غافل شد. این اختلال بسیار جدی بوده و امروزه شامل 9٪ از مردان می شود.

علائم افسردگی در مردان

ممکن است علائم و تاثیرات افسردگی در مردان کمی متفاوت از زنان باشد. این موضوع می تواند تشخیص افسردگی را در مردان دشوار سازد. در اینجا برخی از علائم عاطفی که نشان دهنده افسردگی در مردان است ذکر شده است:

  • احساس غم و اندوه
  • تحریک پذیری
  • عصبانیت
  • پرخاشگری
  • احساس بی ارزشی
  • احساس ناامیدی
  • از دست دادن تمرکز بر فعالیت های روزمره
  • فکر به خودکشی یا خود زنی

مردان به احتمال زیاد علائم رفتاری خاصی را نیز نشان می دهند. این علائم عبارتند از:

  • مصرف بیش از حد الکل
  • اقدام به خودکشی
  • بیش از حد کار کردن
  • رفتار بی پروا
  • تغییرات اخلاقی

افسردگی همچنین ممکن است علائم جسمانی به همراه داشته باشد، برخی از این موارد عبارتند از:

  • سردرد
  • درد جسمانی در سایر قسمت های بدن
  • کاهش وزن
  • بیخوابی
  • بیش از حد خوابیدن
  • از دست دادن اشتها
  • کاهش میل جنسی

همان طور که در مقالات دیگر ذکر شد، علائم افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است و نه تنها سلامت روانی ، بلکه سلامت جسمانی فرد را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

در حالی که یک نفر ممکن است فقط احساس غم و اندوه و ناامیدی داشته باشد، دیگری می تواند کاهش وزن چشم گیر را تجربه کرده یا بی خواب و خسته شود.

اگر فرد تصمیم به درمان نگیرد این علائم نیز به مرور تشدید می شوند. بدون درمان مناسب، علائم افسردگی می تواند هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها ادامه یابد.

تشخیص افسردگی در مردان

افسردگی در مردان کم تر به درستی تشخیص داده می شود. این مشکل به چند دلیل به وجود می آید، اولین دلیل آن این است که تصور می شود افسردگی یک بیماری زنانه است و مردان درگیر آن نمی شوند، دلیل دیگر آن این است که مردان به دلایل مختلف که بیش تر از فرهنگ غلط ناشی می شود احساسات خود را مخفی می کنند و آن را در غالب پرخاشگری و خشونت بروز می دهند.

مطالعه ات انجام شده در سال 2013 در مورد تفاوت بین افسردگی زنان و مردان نشان داده است که مردان بیشتر از زنان دچار خشم و پرخاشگری می شوند. همچنین مردان بیشتر احتمال دارد که برای فرار از افسردگی به مصرف مواد یا الکل پناه ببرند.

فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای مردان عامل مهمی در پنهان کردن افسردگی مردان است.

مردان اغلب اذعان نمی کنند که به افسردگی مبتلا شده اند زیرا آن ها معتقدند که این کار مردانگی آن ها را زیر سوال می برد.

این تأخیر در تشخیص افسردگی مردان می تواند نتایج مهلکی در پی داشته باشد. یکی از شدیدترین علائم این افسردگی افکار خودکشی است. شواهد حاکی از آن است که مردان نسبت به زنان بیشتر دست به خودکشی می زنند.

علل افسردگی در مردان

علل خاصی برای افسردگی وجود ندارد با این حال، تحقیقات نشان می دهد که برخی از عوامل احتمال ایجاد افسردگی را افزایش می دهند:

عوامل استرس زای محیطی: برخی از تجربیات زندگی ممکن است افسردگی را در مردان تحریک کند. به عنوان مثال، از دست دادن شغل یا مرگ یکی از عزیزان ممکن است در شرایط خاص باعث ایجاد افسردگی شود.

ژنتیک : مردانی که سابقه خانوادگی افسردگی دارند، بیشتر دچار این بیماری می شوند.

سایر شرایط پزشکی: بیماری های نگران کننده مانند ام اس یا سرطان ممکن است باعث افزایش افسردگی در مردان شود. داشتن سابقه سایر بیماری های روانی نیز ممکن است احتمال ابتلا به این بیماری را افزایش دهد.

دارو : اثر جانبی برخی از داروها مانند کورتیکواستروئیدها، داروهای آنتیکولینرژیک، و بنزودیازپین می توانند باعث تشدید افسردگی شود.

افسردگی در مردان

انواع افسردگی مردان

علاوه بر این که علائم افسردگی در زنان و مردان متفاوت است، خود افسردگی نیز انواع مختلفی دارد که شامل موارد زیر می شود:

  • اختلال عاطفی فصلی

این افسردگی به فصل های سال بستگی دارد. افراد مبتلا به این نوع افسردگی به طور معمول علائم افسردگی را در ماه های سرد سال که نور خورشید کمتر است، تجربه می کنند. با گرم شدن هوا و طولانی شدن روز علائم افسردگی از بین می رود.

  • اختلال افسردگی مداوم

این نوع افسردگی پایدار بوده و فرد حداقل علائم افسردگی را به مدت دو سال تجربه می کند البته این علائم معمولا شدید نیستند.

  • افسردگی سایکوتیک

این افسردگی با علائم روانپریشی و توهم یا هذیان همراه است. این افراد تماس با واقعیت را از دست می دهند و حتی ممکن است تصور کنند که می توانند افکار دیگران را نیز بشنوند یا اتفاقات را پیشبینی کنند.

برخی از این افراد تصور می کنند توسط شیطان تسخیر شده اند و حتی ممکن است دست به خودکشی بزنند. از علائم بارز این افسردگی این است که نمی توان با این افراد صحبت کرد زیرا منطقی پشت گفتارشان نیست و حرف های بیهوده می زنند.

منبع : افسردگی در مردان | درمان و جلوگیری از سکته قلبی

بازدید : 85
سه شنبه 16 دی 1399 زمان : 19:57

دعوا بخشی از ارتباط است. این به این علت است که دو فرد کاملا یکسان نیستند، شما دیدگاه یکسانی نسبت به جهان نخواهید داشت. به همین دلیل است که ما زوج های متفاوت زیادی میبینیم و بر همین اساس هم تکنیک های مشاوره ازدواج متفاوتی وجود دارند.

مشاوره زوج ها، در صورتی که دعوای بین زوجین به یک تهدید جدی برای رابطه تبدیل می شود، ابزار مهمی است. وجود دعواهای گهگاه احتمالا در رابطه بلامانع است اما اگر این دعوا کم کم به کل زمان رابطه تسری پیدا می کنند، این منبعی از استرس و ناخوشایندی خواهد بود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود ، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند، بنابراین یادگیری این که چگونه با این دعواها باید مواجهه کرد، بخش جدایی ناپذیر از یک رابطه سالم است.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان است و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن سابقه ای بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در مجموعه های کلینیکی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی دارد. روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کرده و بفهمید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید. روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های عشق را بسازید که به شما کمک می کند تا با به نقشه درآوردن نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی او، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان یاد بگیرید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود. این روشی از مشاوره زوجین است که به شما اجازه می دهد تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مساله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما خواهد خواست که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک خواهد کرد که بخش های منفی از داستان را بازنویسی کنید.

با مشخص شدن مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما چیزی است که فرد با آن درگیر می باشد، شما دید جدیدی به موقعیت خود خواهید داشت. روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مساله از زوایای مختلف نگاه کنید:

زاویه فرهنگی،

سیاسی و اجتماعی.

با بیان مسائل منفی در یک شیوه روایی،

شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ نمیداد مخفی باقی می ماندند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که شما و فرد مقابلتان را دچار مشکل می کرده اند.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص با بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.


۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچند درمان با محوریت عاطفه در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید به ویژه این درمان را مدنظر قرار داد. معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان با محوریت عاطفه سه هدف عمده دارد:

شناخت پاسخ های احساسی مهم را تقویت کرده و گسترش می دهد.

به دنبال تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان است. درمان در طول تعاملات موقعیت هرشریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان با محوریت عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رسیده اند.

۴٫ روانشناسی مثبت اندیشی در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد تا این مفهوم را تقویت کند که شادی ناشی از عوامل مختلف مغزی و احساسی است.

روانشناسی مثبت به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اینکه رخ می دهند تشخیص دهید نه زمانی که آن لحظات گذشته اند و دید پس نگرانه دارید.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه و حال حاضر زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت را مفرح و رهایی بخش می بینند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود. درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : روانشناسی ازدواج

بازدید : 90
يکشنبه 23 آذر 1399 زمان : 12:51

در این مقاله به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری در جامعه پرداخته می شود تا شناخت کاملی از پرخاشگری ایجاد شود. یکی از عوامل ایجاد پرخاشگری ناکامی است، در حقیقت ناکامی نقش کلیدی و اساسی در ایجاد و تداوم پرخاشگری دارد.
ناکامی چیست؟

چنانچه خواسته های فرد با موانع و دشواری مواجه شود به نحوی که شخص نتواند به خواسته های خود برسد ناکامی ایجاد می شود.

به طور مثال فردی که نتوانسته به آرزوی خود که تحصیل در یک دانشگاه معتبر بوده برسد با کمبودها و محدودیت هایی در این مورد مواجه می شود و این محدودیت ها و ناکامی ها ممکن است باعث ایجاد خشونت و پرخاشگری در فرد شود.


احساس محرومیت و عدم برخورداری حاصل از ناکامی می تواند به پرخاشگری تبدیل شود.

شرایط دشوار باعث می شود که فردی که با ناکامی روبرو شده به تعارضات و ناآرامی های مختلف مبتلا شود به نحوی که احتمال متوسل شدن فرد به خشونت بالا می رود.

البته پرخاشگری در افرادی که ناکام نیستند هم به وجود می آید اما وجود ناکامی احتمال وجود و بروز پرخاشگری را افزایش می دهد.

هنگامی که فرد برای رسیدن به خواسته خود تلاش می کند، این خواسته بعضی از عوامل کامل کننده ی وجود او را تکمیل می کند و نرسیدن به آن موجب خشم شده و کنترل نکردن خشم باعث رفتارهای خشونت آمیز می شود.

به طور مثال کودکی که خواسته ها و نیازهایش به وسیله خانواده تامین نمی شود با ناکامی و رنجش مواجه می شد و این رنجش در طول زمان باعث ایجاد پرخاشگری می شود.

پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود ناکامی و پرخاشگری
پرخاشگری بیش تر متوجه عوامل ایجاد کننده ی ناکامی خواهد بود

افرادی که بنا به دلایل به آرزوها و خواسته های نمی رسند مبتلا به ناکامی می شوند و این ناکامی باعث ایجاد احساس ناخواشآیند در آن ها می شود.

در حقیقت فرد ناکام توانایی تحلیل و شناخت درست را در یک سری موارد از دست می دهد و عوامل بیرونی را مسبب تمام مشکلات خود می دانند، بنابراین رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه نسبت به عوامل خارجی نشان می دهد.


کسب آگاهی و انتخاب رویکردهایی سازگارانه و گذران دروان ناکامی

همان طور که گفته شد افرادی که دچار ناکامی می شوند بیش تر احتمال دارد که رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهند.

اما لزوما هرکسی که به ناکامی بر می خورد رفتار پرخاشگرانه نشان نمی دهد.

یکی از نکات مهم در ارتباط با نوع بشر، قدرت انتخاب او است که او را از موجودات دیگر متمایز می کند. انسان مانند یک ماشین عمل نمی کند و نمی توان برای او دستور راهنما نوشت، او با توجه به شرایط تصمیم می گیرد و به شیوه ای که سازنده باشد عمل می کند.

منبع : پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود

بازدید : 207
شنبه 22 آذر 1399 زمان : 12:20

داغ دیدگی یا مرگ عزیزان و از دست دادن عزیزان می تواند یکی از عوامل ایجاد افسردگی باشد. حال سوال این است چگونه آن را تشخیص داده و درمان کنیم؟
رابطه داغ دیدگی و افسردگی

رابطه پیچیده ای میان این دو موضوع وجود دارد که باعث می شود باهم اشتباه گرفته شوند.

داغدیدگی ممکن است باعث افسردگی بشود ولی در اکثر موارد این اتفاق نمی افتد البته شخص داغ دیده ممکن است علائمی را نشان دهد که مانند افسردگی باشد.

هنگامی که کسی را از دست می دهیم افکار مربوط به خودکشی، سستی و بی حوصلگی و نگرانی در مورد گذشته کم تر رخ می دهد پس اگر این علائم را دارید بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید.

اگر اعتصاب غذا کرده اید، نمی خوابید یا دوست دارید که به خودتان یا دیگران آسیب بزنید باید هرچه سریع تر به دکتر مراجعه کنید.

رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان
غم و اندوه طبیعی است؟

غم مانند شاد یک احساس کاملا طبیعی است و نیازی ندارد که درمان شود غم و اندوه سه مرحله دارد.
مرحله اول غم، بی حسی است

این احساس حتی ممکن است یک هفته هم طول بکشد شما احساس می کنید که نمی توانید نبود عزیزتان را بپذیرید و احساس می کنید که او زنده است حتی ممکن است نتوانید گریه کنید زیرا احساس می کنید که از نظر عاطفی کرخت شده اید.
مرحله دوم غم، سوگواری است

این مرحله بین یک هفته تا شش ماه طول می کشد ولی شدت آن به مراتب کاهش می یابد در این زمان اشتهای شما کم می شود و به شدت گریه می کنید. اضطراب شما در این دوره زیاد است و نمی توانید روی هیچ موضوعی بجز غم تمرکز کنید.

در طول این دوره ممکن است احساس کنید به کسی که فوت شده توجه کافی نداشته اید و خود را مقصر بدانید.

حتی ممکن است درد جسمانی را هم تجربه کنید. در این دوره افراد زیادی می گویند که حضور مرده را در کنار خود احساس می کنند، صدای او را می شنوند یا حتی بوی او را احساس می کنند. این احساسات بسیار شبیه به توهم و افسردگی است ولی در این مرحله بسیارعادی است.
پذیرش واقعیت باید در مرحله آخر رخ دهد

این مرحله آخر است و پس از ماه ششم کم کم اتفاق می افتد. سوگواری فروکش می کند و فرد می پذیرد که باید به زندگی عادی خود بر گردد. این مرحله ممکن است طول بکشد.

منبع : رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان

بازدید : 208
سه شنبه 18 آذر 1399 زمان : 23:00

یکی از دانشمندان بسیار تاثیرگذار در علم رفتارشناسی ایوان پاولف می باشد او بیشتر عمر خود درگیر بررسی و مطالعه فیزیولوژی بود.

ایوان پاولف در سن 50سالگی وارد حوزه یادگیری شد و در مورد مفهوم شرطی سازی کلاسیک به مطالعه پرداخت.

در سن 80 سالگی به کمک مفاهیم شرطی سازی کلاسیک مطالعه خود را در زیمنه بیماری های روانی آغاز کرد.

او در این سال ها بسیار تلاش کرد و در زمینه علمی به نتایج درخشانی رسید او توانست کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی را منتشر کند.

کتاب های او بسیار مفید است و به روانپزشکی و روانشناسی کمک بسیاری می کند.

در این مقاله به بررسی زندگی نامه و دستاوردهای علمی ایوان پاولف می پردازیم تا بتوانیم با یک رویکرد درمانی جدیدی آشنا شویم.

زندگی نامه ایوان پاولف

ایوان پترویچ پاولف در سال 1894 در روسیه به دنیا آمد، پدر او یک کشیش مسیحی بود و او در ابتدای جوانی پدرش را الگوی خود قرار داد و تحت تاثیر پدرش قرار گرفت وتحصیلات مذهبی جهت کشیش شدن را آغاز کرد.

اما پس از مدتی به علم فیزیولوژی علاقه مند شد و به مطالعه در این حوزه مشغول شد او بیشتر عمر خود برای مطالعه علم فیزیولوژی گذراند.

ایوان پاولف در این زمینه بسیار رشد کرد و به موفقیت رسید او توانست در سال 1904 جایزه نوبل را برای پژوهش های خود در حوزه فیزیولوژی سیستم گوارش کسب کند.

او تا قبل از 50سالگی در زمینه شرطی سازی هیچ مطالعه ای نداشته است و یک رویداد و اتفاق تصادفی باعث شد که او به این سمت کشیده شود.

ایوان پالف در زمینه شرطی سازی پژوهش های بسیاری انجام داد که باعث شد شهرت او به خاطر این پژوهش ها بیشتر شود.

او در سن 80 سالگی به مطالعه مفاهیم شرطی سازی در زمینه بیماری های روانی پرداخت و تلاش بسیاری در این زمینه کردند که منجر به انتشار کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی در سال 1941 شد، این کتاب ها برای علم روانپزشکی بسیار کاربردی بود.

ایوان پاولف بسیار اهل پژوهش بود او در سن 87 سالگی و در خاک روسیه درگذشت.

ایوان پاولف و شروع مطالعات شرطی سازی

ایوان پاولف به طور یک اتفاق ناگهانی توانست با مقوله شرطی سازی آشنا شود و به مطالعه و بررسی آن پرداخت.

پاولف دستگاه گوارش عملی جراحی را روی یک سگ مورد مطالعه قرار داد و هنگامی که ترشحات از معده سگ از طریق لوله در بیرون بدن او ریخته و جمع آوری می شد وی به نکته جالبی رسید.

پاولف هنگامی که ترشحات معده حیوان را اندازه گیری می کرد در پاسخ به محرک هایی مانند گرد گوشت به این نتیجه رسید که سگ با دیدن غذا، باعث ترشح بزاق دهانش می شود.

او هنگامی که در آزمایشگاه می رفت متوجه می شد عواملی مانند حضور در آزمایشگاه و یا صدای پا باعث ترشح بزاق می شود.

پاولف ابتدا به این عکس العمل ها توجه کرد و پاسخ آن را تحت عنوان بازتاب روانی نامگذاری کرد اما او به عینیت گرایی اعتقاد ویژه ای داشت و به همین دلیل دوست نداشت در زمینه عوامل روانی که مرتبط با ذهن است پژوهشی را انجام دهد.

ولی همکارانش اصرار داشتند که او در زمینه شرطی سازی و کاربرد آن در روانپزشکی پژوهش هایی را انجام دهد و به همین دلیل او پژوهش ها را آغاز کرد و در این زمینه موفق شد.

پژوهش های او باعث شد تا روشی برا ی درمان بیماری های روانی پیدا شود.

تعریف شرطی سازی از زبان پاولف

پاولف مفهوم بازتاب روانی یا همان پاسخ شرطی را در سال 1955 برای مخاطبشان بیان کرد و آن ها را با این ویژگی ها آشنا ساخت.

در زیر جملاتی به نقل از پاولف در کتاب های مختلف نظریه های یادگیری به عنوان تعریفی از شرطی سازی بیان شده است.

"من دو آزمایش ساده را که می‌توانند به وسیله هرکسی با موفقیت انجام شوند ذکر می‌کنم.

ما یک محلول رقیق از نوعی اسید را به صورت خوراکی به دهان سگ می‌ریزیم، اسید به طور طبیعی یک واکنش دفاعی را در حیوان برمی‌انگیزد.

او با حرکت شدید دهان، محلول را بیرون می‌ریزد و در همان حین مقدار زیادی بزاق در درون و بیرون دهان ترشح شده که باعث رقیق شدن اسید و شست و شوی مخاط دهان می‌گردد.

حال به آزمایش دوم می‌پردازیم، درست پیش از ریختن محلول اسید به دهان حیوان، چندین بار او را از طریق یک عامل بیرونی نظیر صدایی مشخص تحت تأثیر قرار می‌دهیم.

بعد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ با تکرار صدا به تنهایی همان واکنش‌ها از جمله حرکات شدید دهان و ترشح بزاق به طور کامل تکرار می‌شوند".

پاولف به طور واضح تعریف شرطی سازی را بیان کرد.

تاثیر ایوان پاولف بر علم روانشناسی و روانپزشکی

بر اساس تحقیقات انجام شده بسیاری از اختلالات روانی و عادت های بد به دلیل شرطی شدن مغز به وجود می آید.

به عنوان مثال ترس های غیرمنطقی از اشیا وحیوانات و یا موقعیت ها و فوبیاها بیشتر برای درمان آن از شرطی سازی کلاسیک استفاده می کنند و شرطی سازی برای مفهوم بندی و برنامه ریزی برای مداخلات درمانی به کار می رود.

مثلا ترس ازآمپول را در نظر بگیرید کودکانی که از آمپول می ترسند با دیدن هر چیزی مانند آمپول نمایان گر درد باشد حس ترس به سراغشان می آید و نسبت به محرک های دیگر تزریق هم پاسخ ترس افراطی در انسان ها به وجود می آید.

درمانگر برای درمان این اختلال از تکنیک های رفتاری نظیر خاموشی استفاده می کنند.

در جریان خاموشی محرک شرطی انجام می شود اما بدو اینکه پاسخی غیر شرطی مانند درد ارائه شود و همین باعث می شود تا فرد به مرور زمان شرطی زدایی شود و ترس او از بین برود و بهبود یابد.

روانشناسان و درمانگران برای درمان این بیماران سعی می کنند پاسخ های مثبت تری را جایگزین پاسخ های قبلی کنند تا فرد بتواند سریع تر بهبود یابد و به این ترتیب به درمانجو کمک بسیاری می کنند.

درمانگر می تواند با تکنیک هایی مانند ریلکسیشن و تنفس آگاهانه شخص را آرام کند و آموزش های لازم را برای او بیان کند.

سوالات متداول

از مفاهیم مطرح شده در نظریه یادگیری پاولف و شرطی سازی کلاسیک بیشتر در چه زمینه هایی استفاده می شود؟

امروزه نظریه پاولف کاربردهای بسیاری دارد و در زمینه های مختلف از جمله روانشناسی تربینی، آموزش و پرورش، فرمول بندی اختلالات روانی و رفتار درمانی یا همان مداخلات درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

بازدید : 259
15 آذر 1399 زمان : 14:14

آیا افسرده خویی با اختلال افسردگی متفاوت است؟ در سراسر جهان میلیون ها نفر دچار انواع افسردگی هستند اما افرادی که به افسردگی خویی دچار می شوند علائم خفیف تری نسبت به اختلال افسردگی دارند، ولی دوره های آن طولانی می باشد.

آن ها چون افسردگی شدیدی ندارند و افسردگی آن ها اختلالی در کار و روابط اجتماعی شان نمی گذارد زیاد جدی نمی گیرند و برای درمان اقدام نمی کنند.

آن ها خودشان از سرگرمی ها و تفریحات خود به خوبی لذت نمی برند و چون افسردگی آن ها حاد نیست و دیگران شاید متوجه بیماری آن ها نشوند از طریق اطرافیان حمایت نمی شوند.

بعضی اوقات افسردگی پیامدهای تاسف بار و ناراحت کننده ای دارد افسردگی اگر به موقع شناسایی شود می توان جلوی پیشرفت آن را گرفت و به خوبی درمانش کرد و برای درمان می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید.

در این مقاله به بررسی تفاوت افسردگی با افسردگی خویی می پردازیم.

اختلال افسردگی و علائم آن

شدت نشانه های افسردگی اساسی بسیار بالا است به طوری که فرد را از نظر شغلی و روابط اجتماعی دچار مشکلاتی می کند.

اختلال افسردگی باعث می شود تا غم و اندوه شدیدی در فرد به وجود آید و در موقعیت های گوناگون از زندگی خود لذت نبرد این احساس حداقل به مدت دو هفته فرد را درگیر می کند.

افسردگی علائم زیادی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • کاهش و عدم اعتماد به نفس
  • بی علاقگی و بی حوصله بودن
  • بی قراری کردن
  • احساس پوچی و بی فایده بودن
  • ناامید نسبت به زندگی و ناراحت و دلگیر بودن
  • احساس بی ارزش بودن
  • تفکرات منفی و ...

اختلال افسرده خویی و علائم آن

افسردگی خویی نمونه ای از افسردگی است و علائم افسردگی را دارد فقط نشانه های آن نسبت به اختلال افسردگی به شدت کمتری می باشد.

فردی که به افسردگی خویی مبتلا می شود ممکن است از بیماری خود آگاه نباشد و حتی خودش نتواند تشخیص دهد که افسرده هست یا خیر.

افسردگی خویی دوره های نسبتا طولانی دارد که حالت آن ثابت باقی می ماند به طوری علائم و نشانه های آن ممکن است حداقل دوسال ماندگار باشد.

تفاوت افسرده خویی با افسردگی

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند نمی توانند افسردگی خود را تشخیص دهند معمولا همیشه خلق افسرده دارند ولی افرادی که به افسردگی اساسی مبتلا می شوند زمان دوره افسردگی آن ها مشخص است.

چون شدت علائم افسردگی ماژور بیشتر است و زندگی فرد را مختل می کند اما در افسردگی خویی فرد زندگی معمول خود را دارد ولی بدون لذت و هیجان.

در افسردگی خویی فرد معمولا از جمع و اجتماع کناره گیری می کند و دچار حساسیت های عاطفی – هیجانی می شود گریه های او بیشتر دوزه ای می باشد.

اما در اختلال افسردگی، شدت بیماری فرد بسیار زیاد است و باعث اختلال در زندگی، کار و تحصیل و روابط اجتماعی او می شود.

نشانه ها و علائم افسردگی خویی زیاد واضح نمی باشد و فرد کارکرد معمول خودش را دارد ولی در طولانی مدت نمی تواند لذت و هیجانی را در زندگی خود حس کند.

احتمال افسردگی اساسی تا اوایل نوجوانی بسیار کم است و افرادی که در زیر 20سال به افسردگی دچار می شوند به احتمال زیاد افسردگی مزمن و به افسردگی خویی مبتلا شده اند.

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند بیشتر درگیر اختلالات شخصیتی می شوند و یکی از دلایل آن می تواند به خاطر افسردگی مستمر بدون علائم حاد باشد و فرد را درگیر اختلالات شخصیتی در کنار افسرده بودن قرار دهد.

آیا تفاوت افسرده خویی با افسردگی باعث تغییر روش های درمانی می شود؟

برای افسردگی روش های درمانی متفاوتی وجود دارد که در زیر به آن ها اشاره شده است.

  • استفاده از داروهای ضدافسردگی
  • روان درمانی
  • درمان شناختی – رفتاری
  • رفتار درمانی
  • روان درمانی فردی بینش مدار
  • درمان بین فردی
  • خانواده درمانی
  • در موارد حاد بستری کردن بیمار

بر اساس روش های بالا روان درمانی در کنار داروهای ضد افسردگی می تواند بر روی بیمار اثر مثبت بگذارد.

همچنین بستری کردن زمانی لازم است که شخص به افسردگی حاد مبتلا شده و احتمال خودکشی و یا آسیب زدن به دیگران وجود دارد.

برای آنکه بهترین روش درمانی بر اساس ویژگی های شخصیتی بیمار را در نظر بگیرید باید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید.

بیمارانی که به افسردگی مبتلا می شوند معمولا نسبت به درمان عکس العمل بهتری نشان می دهند نسبت به افرادی که به افسردگی خویی مبتلا هستند.

چون افرادی که به افسردگی خویی مبتلا هستند چون علائم آن ها واضح نیست شناسایی بیماری به ندرت اتفاق می افتد و سرعت بهبودشان بسیار کم است پس ممکن است که دوره درمان طولانی تری داشته باشند.

دوره درمان در اختلال افسردگی ممکن است حدود 4 تا 9 ماه طول بکشد اما در افسردگی خویی بسیار طولانی است و ممکن است بدون درمان ممکن است 20تا 30 سال فرد گرفتار افسردگی باشد.

به طور میانگین دوره درمان افسردگی خویی حدود 5 سال می باشد در این 5 سال فرد زندگی بدون لذت و هیجانی را داشته است و ممکن از به خودش آسیب بزند و خودکشی کند.

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند اختلالات بیشتری را تجربه می کنند و به مدت طولانی تری درگیر بیماری هستند.

هردو افسردگی نیاز به درمان دارد و روش های درمانی برای آن فرقی نمی کند فقط باید به موقع بیماری شناسایی شود تا بتوان به بهترین روش برای درمان آن اقدام کرد.

یه خبر خوب

برای درمان افسردگی می توانید به مراکز مشاوره ای که با سابقه و تجربه هستند کمک بخواهید و با کمک مشاور و روانشناس خوب با دریافت راهکارها و روش های گوناگون به درمان خود و دیگران کمک کنید.

در این مراکز متخصصان با بالاترین سطح کیفیت و تجربه وجود دارند و می توان به صورت تلفنی یا حضوری با آن ها در تماس بود.

سوالات متداول

بهترین راهکار درمانی برای افراد مبتلا به افسردگی چیست؟

افسردگی انواع مختلفی دارد و باتوجه به شدت اختلال و افسردگی فرد می تواند بسیار متفاوت باشد.

به طور کلی درمان افسردگی را به دو روش تقسیم می کنند درمان دارویی و روان درمانی.

در درمان دارویی از داروهای ضدافسردگی استفاده می شود که بر اساس تجویز و دستور پزشک فرد بیمار باید آن را مورد استفاده قرار دهد.

در روان درمانی از روش هایی مانند درمان شناختی رفتاری، درمان بین فردی، و خانواده درمانی استفاده می شود که روانشناس و متخصص در این زمینه بسیار کمک کننده می باشد.

بازدید : 255
13 آذر 1399 زمان : 14:11

یکی دیگر از انواع اختلالات خلقی، اختلالات خلقی نوع دو می باشد، که از نوع اختلالات روانپزشکی می باشد.

در این اختلال فرد دوره هایی مانند خلق افسردگی و خلق هیپومانیک را تجربه می کند.

هیپومانیا همان مانیا یا خلق بالا در اختلال قطبی نوع یک می باشد اما چون در این اختلال شدت آن کمتر است به آن هیپومانیا می گویند.

اختلال دوقطبی نوع دو در زندگی فرد اختلالات زیادی را به وجود می آورد و باعث پریشانی و ناراحتی های زیادی در فرد می شود که بر روی عملکرد او تاثیر منفی می گذارد.

فرد برای اینکه بتواند به روال عادی زندگی خود برگردد باید خدمات روان شناسی و روان پزشکی استفاده کند تا هر چه زودتر بهبود یابد.

در این مقاله اختلال دو قطبی نوع دو را مورد بررسی قرار می دهیم و با علل و روش های درمانی آن آشنا می شویم.

تفاوت اختلال دو قطبی نوع دو با دو قطبی نوع یک

افرادی که به این اختلال ها دچار می شوند در هر دو دوره هایی از خلق پایین ( افسردگی) و خلق بالا ( مانیک) را تجربه می کنند اما تفاوتی که در اختلال دو قطبی نوع یک با دو وجود دارد در شدت دوره خلق بالا یا همان مانیا می باشد.

افرادی که به اختلال دو قطبی نوع دو مبتلا می شوند دوره مانیا آن ها شدت کمتری دارد و زیاد شدید نیست که در مسائل شغلی، تحصیلی ، اجتماعی و خانوادگی و...آن ها مشکلی ایجاد کند به همی دلیل به آن هیپومانیا می گویند.

اما بیماران دو قطبی نوع دو دوره های افسردگی آن ها شدت زیادی دارد و بر روی عملکرد آن ها تاثیر منفی می گذارد و کاهش معناداری در انجام کارهای روزانه به وجود می آورد.

به طور کلی اختلال دو قطبی نوع دو نسبت به دو قطبی نوع یک شدت کمتری ندارد بلکه بر روی دوره های آن ها از نظر شدت اختلال تفاوتی وجود دارد.

علائم اختلال دو قطبی نوع دو

در اختلال دوقطبی نوع دوم فرد دوره هایی از افسردگی و هیپومانیا را تجربه می کند که هر کدام علائم و نشانه های خاص خودشان را دارند.

در ادامه این مقاله به بررسی هر کدام از این دوره ها به صورت جداگانه می پردازیم.

علائم مربوط به دوره هیپومانیا اختلال دو قطبی نوع دوم

دوره هیپومانیا با علائمی همراه ست که در زیر به آن ها اشاره شده است و فرد بیمار حداقل 3 علامت از نشانه های زیر را خواهد داشت.

دوره هیپومانیا حداقل 4 روز طول می کشد و خود فرد ممکن است متوجه تغییری خاصی در خود نشود اما اطرافیان متوجه خواهند شد که تغییرات نابهنجاری در او به وجود آمده است.

  • سطح انرژی فرد افزایش می یابد و احساس بی قراری می کند.
  • احساس تحریک پذیری
  • افزایش اعتماد به نفس
  • میزان خوابیدن کاهش می یابد
  • پرحرفی و از این موضوع به آن موضوع می پرد، پرش افکار
  • اختلال در توان تصمیم گیری
  • درگیر شدن در فعالیت هایی که ممکن است برای فرد بیمار عواقب ناخوشایند داشته باشد، مانند روابط جنسی پرخطر، مصرف زیاد الکل و مواد مخدر، ولخرجی زیاد...

علائم مربوط به دوره افسردگی اختلال دو قطبی نوع دوم

در این دوره فرد علائم افسردگی اساسی را تجربه می کند که شامل موارد زیر می باشد.

  • دچار بی خوابی یا خواب می شود.
  • ایجادر تغییراتی در اشتها
  • احساس ناراحتی و غمگینی در اکثر اوقات روز
  • لذت نبردن از چیزهایی که قبلا باعث می شدند که فرد لذت ببرد.
  • احساس ناامیدی و شکست
  • احساس خستگی و کمبود انرژی
  • کاهش قدرت تمرکز و بروز مشکلاتی در حافظه
  • کاهش اعتماد به نفس
  • افکار منفی مانند خودکشی و مرگ

همزمانی اختلال دو قطبی نوع دوم با دیگر اختلالات

افرادی که اختلال دو قطبی نوع دوم را تجربه می کنند ممکن است در کنار آن به یکی از اختلالات روانشناختی دچار شوند.

به عبارت دیگر فرد در کنار اختلال خلقی می تواند اختلال روانی را تجربه کند و بیشتر آن ها به اختلالات اضطرابی دچار می شوند و به مصرف مواد مخدر تمایل پیدا می کنند.

درصد کمی ممکن است اختلالات دیگری مانند اختلال خوردن را تجربه کنند و ممکن است هنگام عصبانیت دچار پرخوری شوند.

این اختلالات روانی با دوره های اختلالات خلقی فرد بیمار ارتباط دارد مثلا هنگامی که فرد دوره افسردگی را طی می کند بیشتر احتمال دارد دچار اختلال خوردن شود و در دوره شیدایی و مانیا بیشتر دوست دارد به سمت مواد مخدر برود و مصرف آن ها را تجربه کند.

عوامل خطر مربوط به اختلال دو قطبی نوع دو

برای اختلال دو قطبی علل مشخصی وجود ندارد و بر اساس پژوهش های انجام شده عوامل ژنتیکی می تواند نقش پررنگی در وجود آمدن این اختلال داشته باشد.

افرادی که در خانواده درجه یک آن ها سابقه وجود این اختلال وجود دارد بیشتر در معرض این اختلال قرار می گیرند.

همچنین عواملی مانند ناهنجاری های در مدارهای مغزی و انتقال دهنده های عصبی و رویدادها و اتفاقات محیطی در دوران کودکی می تواند تاثیر منفی بر روی افراد بگذارد و مشکلاتی را به وجود آورد.

درمان اختلال دو قطبی نوع دوم

برای درمان اختلال دو قطبی نوع دوم می توانید از ترکیب روان درمانی و دارو درمانی استفاده کنید.

اگر علائم و نشانه های این اختلال را در خود و یا نزدیکان خود مشاهده کردید باید برای تشخیص درست آن از مشاوره روانشناسی کمک بخواهید.

هنگامی که روانشناس نوع بیماری و اختلال را تشخیص داد می توانید با استفاده از جلسات روان درمانی، درمان را شروع کنید تا بتوانید فاصله بین دوره افسردگی و شیدایی را افزایش دهید تا از پیشرفت بیماری جلوگیری شود.

روان درمانی روش های متفاوتی دارد که می توان به درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی بین فردی، خانواده درمانی، رفتار درمانی و درمان مبتنی بر روانکاوی اشاره کرد.

برای اینکه فرد بیمار به ثبات بیشتری برسد باید تحت نظر یک روان پزشک باشد تا داروها و وضعیت جسمانی او کنترل شود.

داروهای تثبیت کننده خلق مانند لیتیوم، ضد افسردگی ها و داروهای آنتی سایکوتیک برای فرد بیمار مورد استفاده قرار می گیرد.

نقش مرکز مشاوره در درمان اختلالات دو قطبی

در مرکز مشاوره می توان با مشاوران و متخصصان با تجربه به صورت تلفنی و حضوری در ارتباط بود تا با کمترین زمان ممکن به درمان و شناخت مسئله و مشکلات شما پرداخته شود.

در مرکز مشاوره به افراد بیمار کمک می کند تا با روش ها و راهکارهای مناسب به درمان بیماری خود بپردازند.

سوالات متداول

  • اختلال دو قطبی نوع دوم بیشتر در چه سنی بروز پیدا می کند؟

این اختلال معمولا در اواخر سن نوجوانی و اوایل سن بزرگسالی به وجود می آید و سن شروع آن به طور متوسط 20تا 30 سالگی می باشد.

این اختلال نسبت به اختلال نوع یک دیرتر به وجود می آید اما نسبت به اختلال افسردگی اساسی فرد را زودتر درگیر می کند.

  • آیا همه بیماران دو قطبی هذیان و توهم را تجربه می کنند؟

خیر، همه افراد این علائم را ندارند و در بیمارن مختلف این نشانه ها متفاوت است، فرد بیمار اگر به هذیان و توهم دچار شد می تواند به پزشک مراجعه کند.

پزشک با بررسی بیمار می تواند برای کاهش علائم فرد از داورهای ضد روان پریشی استفاده کند.

بازدید : 250
سه شنبه 11 آذر 1399 زمان : 14:09

اختلال دوقطبی پیشرونده یک نوع از اختلالات خلقی می باشد که به سرعت در فرد تغییراتی را به وجود می آورد و با علائم افسردگی و شیدایی همراه می باشد.

در این اختلال غرد بیمار چند روز یا چندماه را سرخوش و شیدا است و به صورت ناگهانی وارد دوره افسردگی می شود.

فرد در دوران شیدایی بسیار پرانرژی و فعال است و سرخوشی را به خوبی تجربه می کند و بسیار صحبت می کند و کارها را با انرژی بسیار زیاد انجام می دهد.

اما همین فرد به طور ناگهانی گوشه گیر می شوند و ناامید و بدون انگیزه هستند آن ها امید به زندگی ندارند و افکار منفی مانند مرگ و خودکشی به سراغ آن ها می آید.

در اختلال دوقطبی پیشرونده در زندگی فرد اختلالاتی به وجود می آید و زندگی فرد به طور کامل مختل می شود.

این اختلال به عوامل همچون ژنتیکی و محیطی مربوز می شود و به خاطر این علائم اتفاق می افتد و علائم آن را می توان با دارو و روش های روان درمانی مانند شناختی رفتاری کنترل کرد.

در این مقاله به بررسی اختلال دو قطبی پیشرونده، شرح علائم و درمان آن می پردازیم.

اختلال دوقطبی پیشرونده

اختلال دوقطبی پیشرونده نوعی از اختلال دوقطبی می باشد و می تواند از ادغام اختلال قطبی نوع یک و نوع دو به وجود آید.

در این اختلال فرد به نوساناتی دچار می شود و ممکن است در طول سال افسردگی و شیدایی را چهار بار تجربه کند.

افرادی که اختلالات دو قطبی پیشرونده را تجربه می کنند ممکن است چند روز بسیار سرخوش و شیدا باشند و انرژی لازم برای کارها را داشته باشند و بعد از تمام شدن سرخوشی وارد دوره افسردگی شوند.

بسیاری از افرادی که به اختلال دو قطبی دچار می شوند حدود 10 درصد از آن ها اختلال دو قطبی پیشرونده را تجربه می کنند.

اختلال دو قطبی پیشرونده با نام های دیگری شناخته شده است و می توان آن را به عنوان اختلال تناوب سریع یا اختلال تناوب بسیار بسیار سریع شناخت.

افرادی که اختلالات دوقطبی آن ها بسیار شدید است ممکن است نوسانات خلقی را بیش از چهار بار در سال تجربه کنند و در مواقعی ممکن است خلق فرد هر 48 ساعت تغییر کند.

در این هنگام فرد هر 48 ساعت می تواند افسردگی را تجربه کند و بعد دوره شیدایی را و هم چنین عکس آن هم اتفاق می افتد.

نشانه های اختلال دوقطبی پیشرونده

افسردگی

فرد هنگامی که به فسردگی دچار شود احساس غم و ناراحتی زیادی به سراغش می آید او علائمی مانند گریه های زیاد، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، احساس پوچی و بی ارزش بودن و احساس گناه می کند.

او در این دوران حی می کند انرژی ندارد و نمی تواند کارها و فعالیت هایش را انجام دهد، و ممکن است تمرکز لازم را برای انجام کارها نداشته باشد و حافظه اش دچار مشکل شود.

ذهن او درگیر افکار منفی می باشد و بیشتر به خودکشی و مرگ فکر میکند و به اتفاق ها و وقایع اطرافش توجه نمی کند.

فرد در دوران افسردگی ممکن است کم اشتها شود و کاهش وزن پیدا کند و در خواب او اختلالاتی به وجود آید و به کم خوابی و بی خوابی یا خواب زیادی داشته باشد.

برای درمان این افسردگی قرص ضد افسردگی تاثیری در کنترل علائم ندارد چون مصرف قرص باعث می شود فرد از دوره افسردگی خارج شود و سریع تر به دوره شیدایی یا مانیا وارد شود.

در ادامه مقاله با دوره شیدایی آشنا خواهید شد.

شیدایی یا مانیا

هنگامی که فرد از حالت افسردگی خارج می شود وارد حالت شیدایی می شود، او در این حالتبیش از اندازه خوش حال و سرخوش و خوش بین است.

فرد بیمار در حالت شیدایی بسیار صحبت می کند و ممکن است از موضوعی به موضوع دیگر برود و دچار لغزش کلامی شود.

فرد در این حالت ممکن است با کسانی که با نظرات او موافق نیستند پرخاشگری کند چون عصبی و بسیار تحریک پذیر می باشد.

افرادی که به اختلال دوقطبی دچار می شوند انرژی زیادی دارند و آنها انگیزه زیادی برای رسیدن به اهدافشان دارند و ممکن است توانایی و استعداد خود را بیشتر از آنچه است تصور کنند.

آن ها خود را لایق موفقیت می دانند و احساس برتری میکنند میل جنسی آن ها زیاد است و رغبتی به خوابیدن ندارند.

تفاوت اختلال دو قطبی پیشرونده با اختلال خلق ادواری

اختلال خلق ادواری نسبت به اختلال دوقطبی بسیار سطح ضعیف تری دارد و علائم آن بسیار خفیف می باشد.

در این اختلال علائم و نوسانات فرد در حال تغییر است و در طی دو سال تغییراتی در آن به وجود می آید و هیچ گاه فرد به افسردگی اساسی مبتلا نمی شود.

اما در اختلال پیشرونده فرد هر 48 ساعت ممکن است خلق او عوض شود و به دوره افسردگی یا دوره شیدایی دچار شود.

در اختلال پیشرونده زندگی فرد به طور کامل دچار اختلال می شود و از تحصیل و شغل باز می ماند و ممکن است فرد دچار اختلالاتی چون پیش فعالی شود.

درمان اختلال دو قطبی پیشرونده

برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده می توان از ترکیب روان درمانی و دارو درمانی استفاده کرد.

برای درمان این بیماری می توان از داروهای تثبیت کننده خلق مانند لیتیوم علائم بیماری را تا حدی کنترل کرد و فرد را از نظر خلقی به ثبات رساند.

داروهای دیگری مانند ضدافسردگی و داروهای آنتی سایکوتیک در صورت وجود هذیان و توهم می تواند به فرد بیمار کمک کند.

در کنار دارودرمانی و روان درمانی می توان از درمان های رفتاری و روانشناسی نیز استفاده کرد.

روان درمانی روش ها و انواع مختلفی دارد که می توان به موارد زیر برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده اشاره کرد.

  • درمان شناختی- رفتاری
  • روان درمانی بین فردی
  • خانواده درمانی
  • رفتار درمانی
  • درمان مبتنی بر روانکاوی

برای درمان فرد ابتدا باید اطلاعات کافی در مورد بیماری را به فرد بیمار بدهید تا به خوبی با بیماری خود آشنا شود و بعد برای درمان به او کمک کنید.

در مشاوره روانشناسی می توانید به فرد کمک کنید تا به زندگی معمولی و نرمال خود باز گردد و شغل و تحصیل خود را ادامه دهد تا در آن ها موفق شود.

نقش مرکز مشاوره در درمان اختلالات دو قطبی

مرکز مشاوره با افراد متخصص می تواند کمک زیادی به افراد بیمار کند آن ها می تواند با دادن کیفیتی عالی در زمینه مشاوره های خود موفق باشند.

با مشاوران می توانید به صورت تلفنی و حضوری تماس برقرار کنید و با آگاه کردن آن ها از مشکلات خود راهنمایی و مشاوره دریافت کنید.

آن ها با دادن راهکارها و روش های صحیح شما را راهنمایی می کند که برای درمان بیماری چه کنید و اختلالات دو قطبی پیشرونده و اختلالات روانی با استفاده از روانشناس قابل کنترل می باشد.

سوالات متداول

موثرترین راهکار درمانی برای اختلال دو قطبی پیشرونده چیست؟

انتخاب روش درمانی برای افراد مختلف متفاوت است و به شرایط و شدت و ویژگی های فردی بیمار بستگی دارد.

تلفیق دارودرمانی و روان درمانی می تواند یکی از روش های اصلی برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده باشد.

برای درمان فرد می توان از داروهای تثبیت کننده خلق در کنار جلسات شناختی رفتاری استفاده کرد تا بیمار افسردگی او کمترشود.

بازدید : 90
يکشنبه 2 آذر 1399 زمان : 18:16

انتخاب رشته کنکور سراسری بسیار مهم و حساس است چون آینده فرد را تقریبا مشخص می کند و زندگی فرد و سلامت روان او را تحت تاثیر قرار می دهد.

انتخاب رشته باید بر اساس علاقه فرد باشد و تنها آینده رشته و اعتبار دانشگاه ملاک نیست.

انتخاب رشته اگر به خوبی انجام نشود و بدون آگاهی صورت گیرد تاثیرات مخربی را بر جای خواهد گذاشت و باعث مشکلاتی مانند افسردگی، عدم موفقیت تحصیلی، عدم رضایت شغلی و همچنین احساس ناکارآمدی و ... می شود.

استعداد و علاقه در انتخاب رشته تاثیر مهمی دارد در این مقاله به بررسی جامع و کامل دیدگاه روانشناسان می پردازیم.

انتخاب رشته صحیح کنکور پلی به سوی آینده ای روشن

انتخاب رشته صحیح باید بر اساس علاقه و استعداد باشد و طوری انتخاب شود که احتمال قبولی بر اساس علاقه و استعداد وجود داشته باشد.

اگر رشته ای در آن قبول شده اید بر اساس علاقه شما باشد در آینده تاثیر مثبتی بر روی شغل و رسیدن به خواسته هایتان خواهد داشت و باعث سلامت روان شما می شود و در تحصیل به موفقیت های عالی خواهید رسید.

در ادامه تاثیرات مثبتی که انتخاب رشته در آینده می گذارد را مورد بررسی قرار می دهیم.

احساس مثبت نسبت به خود

وقتی افراد کاری را انجام می دهند بر حسب علاقه و توانایی شان است در آن کار موفق تر خواهند بود و اعتماد به نفس بالایی خواهند داشت و در آن کار پیشرفت می کنند و آینده روشنی را برای خود تصویرسازی میکنند.

اما اگر در آن کار توانایی نداشته باشند با شکست رو به رو می شوند و در آن زمینه ناتوان خواهند بود و به موفقیت نمی رسند.

پیشرفت تحصیلی و شغلی

برای پیشرفت دو گزینه استعداد و علاقه بسیار مهم است، رشته هایی که تحصیل می کنید اگر بر اساس علاقه و استعدادتان باشد در آن موفق تر خواهید بود و احتمال پیشرفت شما افزایش می یابد، اما اگر بدون علاقه به سمت رشته ای بروید سریع از آن خسته می شوید و به آینده آن فکر نمی کنید.

شکوفایی خلاقیت و نبوغ

رشته هایی که بر اساس علاقه باشد احتمال پیشرفت و موفقیت به شدت در آن افزایش یافته و فرد دوست دارد به خلاقیت و نوآوری بپردازد و یک طرح و وسیله جدید ابداع کند، و انگیزه برای ادامه تحصیل افزایش می یابد.

عوامل تاثیرگذار بر انتخاب رشته صحیح کنکور

انتخاب رشته صحیح به عوامل مختلفی بستگی دارد و برای آنکه انتخاب درستی داشته باشید باید این عموال را در کنار هم مورد بررسی قرار دهید.

برای اینکه انتخاب رشته بهتری داشته باشید باید از یک مشاوره تحصیلی با تجربه کمک بگیرید تا بتواند در انتخاب به خوبی شما را راهنمایی کند.

در زیر عواملی که برای انتخاب رشته به شما کمک می کند تا تصمیم گیری بهتری داشته باشید را مورد بررسی قرار می دهیم.

نقش خانواده

یکی از عواملی که باید در تصمیم گیری و انتخاب های فرزندان نقش بسیار مهمی دارد خانواده است.

گاهی والدین به فرزندانشان فشارهای زیادی وارد می کنند تا آرزوهای دست نیافته خود را فرزندانشان به واقعیت تبدیل کنند و یا به درآمد بالا و موقعیت اجتماعی بیش از اندازه توجه کرده و فشار زیادی را به فرزند خود تحمیل می کنند.

والدین با این رفتار نامناسب باعث می شوند که فرزندان رشته ای را انتخاب کنند که به آن علاقه ندارند و در آینده در آن موفق نخواهند بود.

والدین باید تصمیم گیری نهایی را برعهده فرزندشان بگذارند اما در انتخاب رشته او را راهنمایی کنند و برای اینکه یک انتخاب صحیح داشته باشد از مشاور تحصیلی کمک بخواهند تا فرزندشان را با انواع رشته ها آشنا کند.

والدین باید اهمیت شان اجتماعی و درآمد مالی و انواع شغل ها را برای فرزندشان توضیح دهند و پیامدهای تصمیم را برایش بگوییند تا فرزند بتواند با خیال راحت و به طورمستقل تصمیم بگیرد.

چشم و هم چشمی

چشم و هم چشمی باعث می شود که معیارهای اشتباهی برای انتخاب رشته در نظر بگیرید و بیشتر دوست دارید تا در پیش اقوام و دوستان مورد توجه قرار بگیرید و اسم تان سرزبان ها بیفتد و بر اساس علایق و سلیقه خود انتخاب نکنید.

نقش علاقه و توانمندی ها

یکی از مهمترین گزینه هایی که در انتخاب رشته مهم است میزان علاقه مندی شما می باشد اگر علاقه داشته باشید مشکلات و سختی هایی که در مسیر راه برای شما به وجود می آید را بهتر تحمل می کنید و با انگیزه و پشتکار فروان برای رسیدن به هدف می جنگید.

افراد باید در کنار علاقه با توانایی های خود آشنا باشند و به خوبی خودشان را بشناسند تا بتواند با انتخاب بهترین و مناسب ترین رشته آینده موفقی داشته باشند.

در نظر گرفتن فرصت های شغلی

در انتخاب رشته نسبت به شغل آینده خود توجه کنید و بر اساس سلیقه و استعداد رشته ای را انتخاب کنید که بازار کاری خوبی داشته باشد چون شغل بسیار مهم است.

برای اینکه انتخاب رشته شما به خوبی انجام شود و همه جوانب را در بر گیرد باید از مشاور کمک بگیرید و نسبت ها به شغل ها پرس و جو کنید و رشته ها را به خوبی بشناسید.

انتخاب رشته موفق یک تعامل مناسب بین منطق و علاقه به وجو می آورد و به هر دو عامل آینده شغلی و علاقه و استعداد فرد توجه می کند.

انگیزه ها و اهداف عامل تعیین کننده

در انتخاب رشته انگیزه و اهداف خود را در زندگی مشخص کنید و بر اساس اولویت هایی که برایتان مهم است و می خواهید در آینده به آن ها برسید و در 5 سال آینده جایگاه مناسبی داشته باشید انتخاب رشته کنید.

شما باید اهداف و اولویت های 5 سال آینده خود را بنویسید و برای آنچه می خواهید تلاش کنید این اهداف می تواند درآمد بالا، کمک به دیگران و یا کسب موقعیت اجتماعی باشد.

تاثیر ویژگی های شخصیتی

قبل از انتخاب رشته بهتر است یک خودشناسی انجام دهید و با ویژگی های شخصیتی خود به خوبی آشنا شوید تا بتوانید انتخاب رشته ای را انجام دهید که بر اساس ویژگی های شخصیتی و توانایی شما باشد.

درانتخاب رشته ویژگی هایی مانند درون گرا و برون گرا بودن، منطقی و احساسی بودن نقش مهمی دارد مثلا افرادی که درون گرا هستند نمی توانند در شغلی که باید روابط اجتماعی قوی داشته باشند موفق شوند.

به عنوان مثال کسی که می خواهد در آینده وکیل شود باشد باید قدرت بیانش بالا باشد و جسارت و توانایی متقاعد کردن بالایی داشته باشد تا بتواند در شغلش موفق شود.

یا در رشته نقشه کشی باید دید سه بعدی داشته باشد تا بتواند به راحتی آن ها را ترسیم کند و برای موفقیت خود تلاش کند تا به اهداف آینده اش برسد.

تبعات انتخاب رشته نادرست و ناآگاهانه در کنکور

انتخاب رشته ای که در آن علاقه و استعداد دخیل نباشد فرد در آن موفق نخواهد بود و به اجبار و گرفتن مدرک آن را ادامه می دهد و بر اساس توانایی فرد رشته درستی نبوده و مشکلاتی برای فرد به وجود می آید.

در ادامه به برخی از تبعات انتخاب رشته نادرست آشنا خواهید شد.

احساس ناکامی در اثر انتخاب نادرست رشته کنکور

رشته ای که انتخاب کرده اید اگر به آن علاقه نداشته باشید و توانایی و استعداد شما در آن زمینه ضعیف باشد یادگیری دروس و قبولی در امتحانات برای شما سخت خواهد بود و در شغل آینده خود اگر بر اساس رشته تحصیلی شما باشد موفق نخواهید بود.

عدم موفقیت در درس باعث می شود که احساس شکست کنید و اعتماد به نفس شما کم شود و تاثیرات منفی بر روی روحیه شما بگذارد.

احساسی ناکامی و شکست به سراغ شما خواهد آمد چون رشته خود را براساس علاقه و استعدادتان انتخاب نکرده اید و از انتخاب آن پشیمان هستید.

مشکلات تحصیلی

برای انجم فعالیت ها و موفق شدن در آن زمینه باید انگیزه داشته باشید و داشتن انگیزه تا حد زیادی به علایق شما بستگی دارد هر چه در انتخاب خود دقت کنید و با علاقه آن را برگزینید برای موفقیت در آن تلاش خواهید کرد.

باید برای مطالعه دروس انگیزه و علاقه داشته باشید تا در آن زمینه پیشرفت کنید اگر استعداد و علاقه نداشته باشید درتحصیل دچار مشکلاتی خواهید شد.

پیدا نکردن شغل مناسب در اثر انتخاب نادرست رشته کنکور

وقتی شغل انتخاب شده بر اساس علاقه ما نباشد در آن موفق نخواهیم بود و کارهایمان را به درستی انجام نخواهیم داد.

شغل اگر مناسب ما نباشد برای پیشرفت در آن تلاش نمی کنیم و موقعیت خوبی برای خود ایجاد نمی کنیم.

از دست دادن زمان

در انتخاب رشته سعی کنید با دقت انتخاب کنید تا بعدا از انتخاب خود پشیمان نشوید.

بسیاری از افراد بدون توجه به علاقه و استعداد خود یک رشته را انتخاب می کنند و چون در آن موفق نیستند و علاقه ای به انتخاب خود ندارند تصمیم به انصراف می گیرند.

انصراف آن ها باعث می شود مدت زمانی که در رشته تحصیل کرده اند به فنا بروند و زمان خود را از دست بدهند، این افراد باید ارزش زمان را بدانند و همان ابتدا با دقت بیشتری به انتخاب رشته بپردازند.

راهکارهایی برای انتخاب رشته بر اساس علاقه و استعداد

آزمون های استعداد یابی و خدمات مشاوره

کمک گرفتن از مشاوربسیار مفید است و او می تواند با انجام تست های شخصیت شناسی و استعدادیابی شما در زمینه رسیدن به علایق و خواسته یتان راهنمایی کند تا شما با انتخاب درست ، در آینده به موفقیت برسید.

راجع به رشته و شغل مورد نظرتان تحقیق کنید

برای اینکه انتخاب رشته یکی از مهمترین انتخاب های افراد در زندگی می باشد باید افراد سعی کند رشته هایی که مدنظرشان است و احساس می کنند بر اساس علایق و سلیقه های آن ها می باشد باید تحقیقات لازم را انجام دهند.

آن ها می توانند با دانشجویانی که در آن رشته تحصیل می کنند مشورت کنند و با فارغ التحصیلان در ارتباط باشند تا بهتر با محیط کاری آن ها آشنا شوند و ببینند که آیا محیط کاری این رشته با روحیات آن ها متاسب می باشد یا نه.

آن ها باید تحقیقات جامعی انجام دهند و به دانشگاه ها و مراکز شغلی سر بزنند و کتاب ها و واحدهایی که دانشجویان در این رشته باید پاس کنند آشنا شوند تا ببینند علاقه به این رشته دارند و می توانند در آن پیشرفت کنند وبه موفقیت برسند و بعد با خیال راحت رشته موردنظر را انتخاب کنند.

در مقابل قضاوت های نادرست دیگران بایستید

اگر با تحقیقات درست رشته مورد نظرتان را انتخاب کرده اید و بر اساس منطق و علایق شما می باشد پس از انتخاب خود مطمئن باشید و در مقابل انتقادها و نظرات دیگران مقاومت کنید.

هر فرد ویژگی ها و شخصیت های خاص خودش را دارد و علایق در آن ها متفاوت است پس سعی کنید برای هدف خود تلاش کنید و نگذارید رفتار دیگران شما را از تصمیمی که گرفته اید پشیمان کند.

انتخاب رشته صحیح کنکور، دانشگاه آزاد یا سراسری

بسیاری از افراد انتخاب دانشگاه برای آن ها مسئله ساز می شود و نمی دانند که در دانشگاه آزاد به سمت رشته مورد علاقه خود بروند یا در دانشگاه دولتی رشته ای ضعیف تری را برای ادامه تحصیل انتخاب کنند.

مثلا این تعارض می تواند بین دانشگاه آزاد شهر خودتان با دانشگاه دولتی شهر دیگری باشد در این هنگام باید فرد به مسائلی دیگری که برایش اهمیت دارد توجه کند.

مثلا شهریه دانشگاه آزاد ممکن است برایشان سنگین باشد و نتواند آن را پرداخت کند و یا غربت و دوری در شهر دیگر برایش سخت باشد و خانواده راضی به ادامه تحصیل در شهر دیگری باشند.

فرد باید مسئله های مختلف را براساس شرایطش مورد بررسی قرار دهد تا بتواند بهترین تصمیم را بگیرد، در این زمینه می تواند از مشاورتحصیلی کمک بخواهد.

سخن آخر در مورد انتخاب رشته صحیح کنکور سراسری

انتخاب رشته در آینده شما تاثیر مهمی دارد اگر بدون تحقیق و بدون کسب آگاهی انتخاب رشته کردید و به علایق و توانایی خود توجه نکردید در آینده به مشکل برخواهی خورد.

اگر انتخاب شما اشتباه باشد و به موقعیت هایی که دوست داشتید نرسیدید در آینده از انتخاب خود پشیمان شده و افسوس خواهید خورد.

در این زمینه می توانید از مشاور و روانشناس کمک بخواهید تا با شناخت شما و آگاه شدن از جوانب شخصیتی شما، انتخاب رشته صحیحی برای شما در نظر بگیرد و شما با انتخاب صحیح ، دررسیدن به اهداف و خواسته های خود موفق باشید.

سوالات متداول

چطور می توانم راجع به استعدادهای خودم اطلاعات کسب کنم؟

معمولا افراد استعدادها و توانایی هایشان را در طول زندگی می شناسند همچنین می تواند با کمک روانشناس و انجام تست های شخصیت شناسی و استعدادیابی، اطلاعاتی در مورد خود کسب کنند، و با بررسی نتایج آن ها به استعداد های خود پی ببرند.

بازدید : 95
8 آذر 1399 زمان : 18:14

کودک بسیار به مراقبت نیاز دارد و هنگامی از او مراقبت می کنند باید به خوبی مواظب کودک باشند و والدین نگران هستند که کودک از دست مراقب به زمین بیافتد.

اگر برای کودک اتفاق افتاد باید خونسردی خود را حفظ کنید و با توجه به سلامتی کودک و علائم هشداردهنده ای که کودک نشان می دهد اقدامات لازم و به موقع را انجام دهند.

در این مقاله با روش های پیشگیرانه آشنا خواهید شد و ازاطلاعات لازم در مورد مراقب کودک به دست آورید.

افتادن کودک از دست مراقب

کودکان وقتی کوچک هستند بسیار فعال و پرتحرک هستند و در آغوش والدین و یا سایرین مراقبین بسیار بی قرار هستند و ممکن است کودک از بغلشان بیافتد.

اگر سر کودک به زمین برخورد کند و کودک از فاصله زیادی به زمین بیافتد برای کودک بسیار خطرناک است و ممکن است اتفاق خطرناکی برای کودک به وجود آید.

اگر کودک به زمین افتاد آرامش خود را حفظ کنید و برای سلامت کودک اقدامات لازم را انجام دهید.

اقدامات اولیه پس از افتادن کودک از دست مراقب

هنگامی که برای کودک اتفاقی افتاد باید آرامش خود را حفظ کنید و اوضاع را مدیریت کنید و بهترین اقدام را انجام دهید.

هنگامی که کودک به زمین افتاد علائم او را چک کنید و اگر علائم که در زیر عنوان شده را داشت بدون تکان دادن کودک و یا دادن خوراکی به او با اورژانس تماس گرفته و به پزشک مراجعه کنید.

  • وجود جراحت و ضربه در سر کودک
  • خونریزی زیاد
  • از دست دادن هشیاری کودک

مراقب اوضاع و شرایط کودک باشید چون اگر کودک به سر و نخاع او ضربه شدید وارد شده باشد ممکن است با تکان دادن شما آسیب های بدتری به کودک وارد شود و اوضاع بدتر شود.

اگر کودک حالت تهوع داشت و استفراغ کرد او را به سمت خود بگردانید و مواظب باشید که به آرامی کودک را جا به جا کنید و گردن او تکان نخورد و ثابت باشد.

بعضی اوقات بعد از افتادن مشکلی جدی برای کودک به وجود نمی آید و ممکن است کودک از ترس شروع به گریه کردن بکند و نیاز به آغوش مادرش برای آرام شدن داشته باشد.

هنگامی که کودک به زمین افتاد بدن را بررسی کنید تا ببینید کبودی و زخم در بدن کودک ایجاد شده است یا خیر.

اگر کودک آسیب جدی ندیده باشد بهتر است حرکات او را در نظر بگیرید و اگرازنظرجسمانی حس کردید که کودکتان با مشکلاتی رو به رو شده است برای اینکه خیالتان راحت شود بهتر است به پزشک اطفال مراجعه کنید تا کودک را معاینه کند.

نشانه های بروز آسیب مغزی هنگام افتادن کودک

هنگامی که کودک به زمین می خورد یا از دست مراقب می افتد روی بعضی از علائم حساس باشد چون ممکن است کودک دچار آسیب مغزی شده باشد.

به همین دلیل علائمی که نشان دهنده آسیب مغزی است را باید جدی بگیرید و با اورژانس تماس بگیرید.

  • کم شدن هوشیاری کودک و از دست رفتن هشیاری
  • حالت تهوع و استفراغ کردن
  • گریه های شدید و بی قراری کردن شدید کودک
  • خواب آلودگی شدید
  • میل به غذا و خوراکی نداشتن
  • بی آرامی و بی قراری کودک بسیار شدید باشد
  • به صورت غیر طبیعی کودک ساکت و آرام باشد و مدت طولانی فعالیتی نداشته باشد

افتادن کودک از دست مراقب، اقدامات پیشگیرانه

ممکن کودک از دست هرکسی بیافتد و یک اتفاق ناگهانی می باشد اما باید با اقداماتی آشنا شوید که احتمال آسیب رسیدن به کودک به حداقل برسد.

در زیر می توانید اقدامات مورد نظر را مشاهده کنید.

  • در محل هایی که کودک بازی می کند و بیش تر وقت خود را در آن جا می گذراند را از فرش استفاده کنید و سعی کنید تا جایی که امکان دارد مکان ها را با فرش و موکت های نرم بپوشانید.

فرش ها به صورت ضربه گیر عمل می کنند و جلوی ضربه های شدید را می گیرند تا کودک جراحت های زیادی نبیند.

  • گوشه های تیز و پله های خانه را با حفاظ امن کنید تا اگر کودک افتاد آسیب جدی و شدیدی به او وارد نشود.
  • کودک را زیاد و به مداوم در آغوش خود نگه ندارید بلکه می توانید از صندلی های کمربند دار استفاده کنید یا کودک را بر روی تشک روی زمین قرار دهید.

سوالات متداول

  1. هنگام افتادن کودک از دست مراقب باید به اورژانس مراجعه کنیم؟

مراجعه به اورژانس و پزشک زمانی لازم است که کودک پس از افتادن علائمی را از خود نشان دهد.

علائمی که باید بر روی آن ها حساس شد و جدی گرفته شود در زیر گفته شده است.

  • کم شدن هشیاری
  • به وجود آمدن مشکلات تنفسی
  • خون ریزی در بینی و گوش
  • تغییر در اندازه مردمک های چشم و متفاوت بودن اندازه مردمک ها
  • تشنج
  • حالت تهوع و استفراغ
  • گریه و بی آرامی کودک
  • خوابیدن بسیار عمیق
  • نخوابیدن کودک و بی قراری کردن
  1. افتادن از چه ارتفاعی احتمال صدمه دیدن را برای کودک افزایش می دهد؟

کودک را در ارتفاعات بالا در آغوش نگیرید چون احتمال آسیب دیدن و به زمین افتادن کودک بسیار زیاد است، و کودک اگر از ارتفاع بیش از 30 سانتی متری به زمین افتاد ممکن است به سرش اسیب وارد شود.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 33
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 33
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 6560
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 10900
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 6561
  • بازدید ماه : 197761
  • بازدید سال : 197761
  • بازدید کلی : 210694
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی